تبلیغات اینترنتیclose
شکر ميان کلامت کمي گلايه بکن( عارف قهرمان زاده )
پیچک ( عارف قهرمان زاده )
شعر وادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 آبان 1393 توسط شید مجتبی محمدی |

 

شکر ميان کلامت کمي گلايه بکن
ميان حجم کلامت به من اشاره بکن

شبيح جنگل پيرم چرا نميباري
در انتهاي مسيرم چرا نميباري

وجب وجب به مسيرم نشسته کرکس ها
به شاخ و برگ يقينم شبيه ناکس ها

در انزواي خيالي که بي تو ميبافم
عجيب خورده گره در مسير اليافم

صداي عقربه هاي خران به گوش آمد
ز صوت لحن حزينم کسي به هوش آمد

بيا که مساله بودن و نبودن نيست
همين که فکر تو باشد براي من کافيست

مگر چه سر زده از من و يا ز اشعارم
ز من که بعد همان شب هميشه بيمارم

شبي که دفتر شعرم به دست باد افتاد
ميان جنگل وحشي ترانه سر ميداد

بگو چرا ؟؟ به مسيرم نشسته کرکس ها
به شاخ و برگ يقينم شبيه ناکس ها

دليل اين همه تاراج و حجم يورش چيست
دليل اين همه سرباز ضد شورش چيست

که ياز وقت پريدن دو بال من بستد
که باز وقت سرودن دهان من بستند

به غير جمع رفيقان تمامشان هستند
مرا شبيح يک مجرم به چوبه اي بستند

سکوت کن که صدائي شنيدم از نزديک
چ رق ت تق و صدائي شبيح يک شليک

 

 

 عارف قهرمانزاده

http://aref-gh.ir

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار عارف قهرمانزاده-1, | بازديد : 178