تبلیغات اینترنتیclose
رفت: خواست که احساس تو پيرم کند( عارف قهرمان زاده )
پیچک ( عارف قهرمان زاده )
شعر وادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 آبان 1393 توسط شید مجتبی محمدی |

رفت

 

خواست که احساس تو پيرم کند
بيش تر از پيش اسيرم کند

متن غزل قصيه هر روز من
قصه امروز و پري روز من

هر چه نوشتم همه خود سوز
بود قصه يک مرگ جگر سوز بود

مفتعلن مفتعلن درد بود
قصه يک نيمه شب سرد بود

مرگ فقط خواست جدامان کند
قلب مرا طعمه دندان کند

کاش مرا هم به صليبم کشند
حادثه سخت و مهيبم کشند

بيمه ثالث بکنم خويش را
قرق حوادث بکنم خويش را

کاش که من سکته کامل کنم
راه خودم را به تو مايل کنم

کاش به اغما بروم مثل تو
سکته کنم وا بروم مثل تو

مريم من ، من که مسيحت شدم
حادثه سخت و وقيحت شدم

رفتن تو خواست چنينم کند
حادثه ات سقط جنينم کند

خوار و زبونم بکند رفتنت
مهو جنونم بکند رفتنت

رفتن تو تلخي تلخون نبود
قصه يک ميوه ملعون نبود

دختر هامون ببين ، خسته ام
فکر همين مرگ زبان بسته ام

مرگ مرا زود گزارش دهيد
قبر مرا زود سفارش دهيد

روي مزارم بنويسيد مرد
بس که فقط روز و شبش غصه خورد

مرد ولي راضي از اين مرگ بود
محض همين حادثه دلتنگ بود

 

 

عارف قهرمان زاده

تشکر از سایت هفت بیت

http://7beyt.com/

لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر میکنم

 

پخش و دانلود و لینک اشتراک گذاری  در ادامه مطلب

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار عارف قهرمانزاده-3, | بازديد : 222